حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

620

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

يكى راه بغداد بقيروان كه به موازات دجله تا موصل و سنجار ميرفت و از سرزمين جزيره به نصيبين و رقه و منبج و حلب و حماه و حمص و بعلبك و دمشق و طبريه و رمله و قاهره و اسكندريه گذر ميكرد و بقيروان ميرسيد و ديگر راه شام كه از ساحل غربى فرات و انبار و هيت ميگذشت تا دمشق ميرسيد و ديگر راه بغداد بشرق كه از حلوان و همدان و رى و نيشابور و مرو و بخارى و سمرقند ميگذشت و بچين ميرسيد . از مرو راه ديگر بود كه از قلب خراسان بمرو روذ و طالقان ميرسيد و بنزديك ترمذ از جيحون ميگذشت تا فرغانه ميرفت . عباسيان هنگام جنگ بريد را با ارابه ميفرستادند كه باسبهاى تندرو بسته بود . وقتى به سال 301 فاطميان آهنگ فتح مصر داشتند على بن عيسى ارابه‌ها از بغداد بمصر مىفرستاد تا از وضع روزانه آن ولايت آگاه باشد ، مؤلف صله تاريخ الطبرى گويد : " در ربيع الاول 302 مونس خلعت گرفت و آهنگ مصر كرد . على بن عيسى از مصر تا بغداد ارابه‌ها مرتب كرد تا هر روز براى وى خبر آرند و خبر آمد كه سپاه عبيد الله كه پسر و سردار وى را همراه داشت بشكست و على بمقتدر مژده داد و او صد هزار درم صدقه داد و مال بسيار به وزير بخشيد . " بويهيان براى منظم كردن بريد بسيار كوشيدند ، معز الدوله گروه تندروان را پديد آورد كه مرسولات را با شتاب بيشتر ميبردند . معز الدوله تندروان را با مقررى خوب ميگرفت و جوانان بدين كار راغب شدند و مردم فقير فرزندان خويش را بمعز الدوله ميدادند تا براى بريد تندرو تربيت شوند . بمرور زمان اسب از بريد برافتاد و همه جا ارابه معمول شد بسال 364 كه ابن - عميد ميخواست بفارس بنزد ركن الدوله رود با ارابه رفت . به كار گرفتن اشارات براى مخابره از دور كه با آتش انجام ميشد بجز در ولايتهاى سابق تابع روم كه از ديرباز اين طريقه را ميشناختند در ديگر ولايتهاى اسلام معمول